تبليغاتX
فرهنگ نامه - انسان شناسی اقتصادی (مرجان خلقی)
وبلاگ تخصصی دانشجویان مردم شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
 

 تاریخچه پیدایش انسان شناسی اقتصادی به عنوان شاخه ای مستقل در مطالعات انسان شناختی به آغاز دهه 60 میلادی و مباحثی که بین جوهر گرایان و صورت گرایان در گرفت باز می گردد.

   جوهر گرایان اصول اقتصاد بازار را فقط در مورد جوامع صنعتی معتبر می دانند. و معتقدند که مفاهیم اقتصادی کشورهای صنعتی قابل استفاده در دیگر کشورها نیست. . پولانی مهمترین نماینده این رویکرد، معتقد است که در جوامع غیر اروپایی اقتصاد درون زمینه های اجتماعی دیگری نظیر خویشاوندی و دین قرار گرفته است و نمی تواند به صورت مجزا تحلیل شود. پس از پولانی انسان شناسانی چون مارشال سالینز، المان سرویس و برخی متفکران از وی تبعیت کردند.

   صورت گرایان از جمله برلینگ و لوکر تحت تاثیر اقتصاد کلاسیک معتقد بودند که اصول اقتصاد بازار اموری جهان شمول هستند، زیرا انسان موجودی طالب منفعت، قدرت و شهرت است و برای دست یافتن به اهداف خود دست به محاسبه عقلانی می زند. و معتقد بودند که خاص گرایی اقتصادی در جوامع غیر اروپایی که مورد نظر جوهر گرایان است، نمی تواند راه به جایی ببرد زیرا اقتصاد نظامی است با مفاهیم یکسان که در هر کجا شاید رنگ محلی به خود بگیرد.

   انسان شناسی اقتصادی مارکسیستی یک بازسازی فرانسوی از مارکسیسم است که مقارن بحران بلوک شرق در پی مرگ استالین در دو حوزه اندیشه های آلتوسر، استراوس و بوردیو و حوزه دانشگاهی مطالعات آفریقا و اقیانوسیه شکل گرفت. این رویکرد ضمن تایید اقتصاد به عنوان مهمترین نهاددر زندگی انسانی معتقد است که هرچند در جوامع غیر صنعتی نیز رابطه استثماری مشاهده می شود اما این رابطه می تواند شکلی کاملا متفاوت با تاریخ جوامع صنعتی داشته باشد، بنابراین مراحل تاریخی مورد نظر مارکسیسم پدیده ای غیر ضروری و متعلق به تاریخ اروپاست.

   امام محمد غزالی میگوید: اصل دنیا سه چیز است: طعام لباس و مسکن.

   انسان شناسان می گویند:

   1- چطور و چگونه مردم در این سیستم (تولید، توزیع و مصرف) عمل میکنند. یعنی:

الف- رفتارهای انسانی را بررسی و مطالعه میکنند.

ب- چگونگی سازماندهی ها را بررسی میکنند.

   2- چه انگیزه هایی وجود دارد که مردم تشویق شوند به شرکت و عمل در سیستم اقتصادی.

   اقتصاد دانان فقط اقتصاد جوامع معاصر را بررسی میکنند. ولی انسان شناسان اقتصاد از جوامع اولیه تا معاصر را مقایسه و تطبیق میکنند.

   چون منابع به اندازه خواسته های مردم نیستند مردم دست به انتخاب می زنند برای سود بیشتر.

   مطالعه تاریخ حیات بشری، خواه از دیدگاه مردم شناسی و خواه از نقطه نظر اقتصادی، با شناخت نحوه تلاش انسان در مبارزه با ناملایمات طبیعت و مساعد ساختن محیط برای بدست آوردن خوراک و پوشاک و مسکن همراه است و این شناخت، بوسیله مطالعه فعالیت های انسان برای زنده ماندن صورت می گیرد.

   پیشرفت تکنولوژی، توسعه امکانات تولیدی و قدرت هایی برای نگهداری یا غارت ثروت ها، تدوین و وضع مقررات و بالاخره پیدایش مکاتب و نظریه ها باعث شد که اقتصاد را زیر بنای تحولات و پیشرفت های حیات معیشتی، سیاسی، اجتماعی، اعتقادی و اخلاقی جامعه بدانند.

   در اولین قدم ها، تلاش معاش انسان، متناسب با ادوات و ابزارهایی بود که طبیعت پیرامون او به وی عرضه می داشت. بهره برداری از محیط طبیعی و اشیا موجود، از فعالیت ها و تکنیک های اقتصادی اولین گروه های انسانی است و شامل نظام جامعه های پیش از تاریخ و پیش از دامداری و کشاورزی می شود. یعنی دورانی که به مرحله شکار و ماهیگیری و جمع آوری گیاهان خوراکی معروف است.

   تقسیم بندی بر اساس سهم زن و مرد در تلاش معاش طی ادوار و مراحل تاریخی و بر حسب مقتضیات جوامع- در نزد انسانهای اولیه اثری از ویژگیهای جسمی در امر اکتساب مواد غذایی در دست نداریم. معمولا شکار اختصاص به مردان و جمع آوری مواد خوراکی و گیاهی با زنان بود.

- اسکیموها نباید شکار کنند.

- سرخ پوستان جنوب آمریکا، شکار خرگوش می کردند.

- مردان قبائل بوشمن گیاهان خوراکی را جمع آوری می کردند.

 

تخصص و ایجاد قشر طبقه:

   گروه اقتصادی از هردوی زن و مرد که مکمل یکدیگرند و تخصصی در فعالیتهای زندگی روزمره نیست.

   مجموعه تکنیک های زندگی اقتصادی را همه افراد فرا می گیرند.( در جوامع صنعتی امروز فعالیتهای تولیدی و تکنیکی بر اساس جنس تقسیم بندی نمی شود.) کم کم افرادی پیدا شدند که تخصص آنان ساختن وسایل فلزی بود. این افراد علاوه بر ابزار و ادوات مورد نیاز خویش، وسایل و ابزار مورد نیاز کشاورزان را نیز می ساختند و از مازاد محصول و تولیدات کشاورزی به عنوان مزد استفاده می کردند و کم کم ساختن ابزارهای جنگی و تهاجمی صورت گرفت. بوجود آمدن قشر صنعتگر نه تنها شهر و ده را از یکدیگر متمایز کرد بلکه باعث شد که در زمینه های اساسی مورد نیاز جامعه تخصص بوجود آید و قشر متخصص در سلسله مراتب اجتماعی در مرتبه پایین قرار بگیرد. فروش کالا در جوامع اولیه و ابتدایی ناپسند و تحقیر آمیز است و یکی از موجبات پایین بودن مرتبه اجتماعی صنتگران باشد. موقعیت اجتماعی صنعتگران در جوامع سنتی ایران در مرتبه یی پایین قرار دارد.

   بوجود آمدن قشر صنعتگر، توجه کشاورزان و دامپروران را به تولید بیشتر و انبار کردن مازاد محصولات برانگیخت و بدین ترتیب ثروت اندوزی شروع شد. این اولین قوم های ثروت اندوزی می رود که قشرهای صنعتگر و کشاورزان مرفه را از یکدیگر جدا کند.

   از نظر مالینوفسکی حلقه کولا (گردنبند صدف) نه بر اساس اصل دوسویگی بلکه برای پیوند اجتماعی است.

   از نظر بوآس: پوتلاچ (هدیه نمایشی سرخ پوستان): چند رئیسی (رقابت): مدعی حق برتر: از طریق بخشش: رئیس اموال مادی در موقعیت عالی و در سلسله مراتب اجتماعی

   نظام های تولیدی عبارتند از:

1-  باند- دسته- قبیله: شیوه تولیدشان گرد آوری خوراک و شکار است.

2- رئیس سالار: کشاورزی می کردند، جوامع تقریبا خودکفایی بودند کار زیاد و اوقات فراغت کمی داشتند.

3- دولت (جوامع صنعتی): سرمایه و ساختار سیاسی دارند.

   توزیع به سه دسته تقسیم می شود:

   1- قبیله و دسته، بر اساس عرضه و تقاضا گروهی کار میکنند.

   2- کشاورزی: بر اساس مبادله دوسویه باج و خراج می کنند.

   3- صنعتی: بر اساس همیاری منفی مالیات و سیستم مالیاتی دارند. (مبادله دو کالا از طریق پول)

مصرف به چهار دسته تقسیم میشود:

   1- شکل نیاز

   2-سطح منابع در دسترس

   3- کاربرد کالاهای مصرفی

   4- پروژه های سرمایه گذاری

همیاری مثبت یعنی دادن هدیه بدون انتظار بازگشت

همیاری سر به سر یعنی مبادله دوجنس، معمولا میان بیگانگان و از طریق چانه زدن

در جوامع غیر صنعتی تقسیم های مربوط به کار بیشترین اهمیت را دارد.

در جوامع صنعتی سرمایه مهمترین نقش را دارد.

قدری تجربه گری و تنوع، معمولا برای بقا ضرورت دارد.

از بررسی پدیده کارآ؛فرینی یا نوآوری و خطر کردن اقتصادی، این قضیه آشکار می شود که اقتصاد در هر جامعه یی بخشی از نظام سراسری سازمان اجتماعی به شمار می آید، به گونه یی که تغییر در یک جنبه اقتصادی بدون تحریک دگرگونی هایی در جنبه های دیگر امکان پذیر نیست. نیازها و ارزشهای یک جامعه خاص در یک زمان معین، مسیر دگرگونی اقتصادی را در آن جامعه تعیین می کند.

سید آیت الله میرزایی- در میان انسان شناسان نسل سوم بریتانیا:تایلر، فریزر، مالینوفسکی، مورس بلوک فرانسوی، ریموند فیرث، اولین کتاب به نام اقتصاد ابتدایی مائورهای نیوزیلند از ریموند فیرث است.

ژرژ بالاندیه در دانشگاه سربن پاریس تحصیل کرده و جهان سوم توسعه یافتگی و عدم توسعه یافتگی را مورد توجه قرار داده است.

هرسکویتس، مردم شناس آمریکایی، اهل نورث وسترن آمریکا زندگی اقتصادی اقوام ابتدایی را مورد توجه قرار داده است.

اسکار لویس، مردم شناس آمریکایی، اقتصاد و فرهنگ فقر را در رژیم سوسیالیستی مورد بررسی قرار داده است.

مالینوفسکی،لهستانی الاصل"،ۀ اقتصاد سیاسی را مورد توجه قرار داده و یکی از صاحب نظران مردم شناسی اقتصادی و مبلغ سر سخت فوتکسیونالیسم می باشد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:17  توسط انجمن علمی مردم شناسی  |