تبليغاتX
فرهنگ نامه - انسان شناسی دینی (بهاره حسینی)
وبلاگ تخصصی دانشجویان مردم شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
 

انسان شناسی دینی:

   وقتی این بحث مطرح میشود ممکن است این سؤال برای ما بوجود بیاید که: ازچه کسی و چگونه اندیشه وجود خدا به ذهن بشر خطور کرده است؟ آیا براساس علل و عوامل درونی پیدا شده یا یک سلسله شرایط و عوامل خارجی و طبیعی. یا آیا زمانی بوده که بین افراد انسانی مذهب وجود نداشته؟ آیا قوم و ملتی که در اعتقاد به خدا به سر می بردند؟!

   پاسخ آسان نیست زیرا هنوز تاریخ اولیه انسانها به طور دقیق معلوم و مشخص نیست ولی باید گفت منابع موجود گواهی می دهد بشر از قدیمی ترین دوران زندگی خود گرایش به موجود برین داشته. اگرچه ماهيت  و کیفیت در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت بوده است ولی در اصل وجود آن نمی توان شک کرد تا جایی که گفته اند: «اعتقاد به مبدأ همراه به وجود آمدن انسان متولد شده است.»

   قلمرو مردم شناسی دینی به مطالعه جوامع مختلف درباره ماوراء طبیعت و نحوه پیدایش و تغییر و عقل این اعتقادات در طول تاریخ حیات انسانی است. این مطالعه دینی بدون ارزیابی و قضاوتهای منطقی و اخلاقی صورت می گیرد و هدف آن این نیست که دین یا ادیانی را صحیح یا غلط، صراط مستقیم تا گمراهی بداند و احیاناً یکی از ادیان را بر دیگری برتر بشمرد و هرگز این حق را برای خود تأمل نیست که بهترین یا صحیح ترین را انتخاب کند.

   وقتی صحبت از دین در یک جلسه به میان می آید دو جنبه متفاوت از یکدیگر مورد توجه قرار می گیرد.

1- احکام و اصول اعتقادی وقوانین امرونهی و شایست ونشایست دینی

2- اعمال ومناکسی که  براساس تجربه وسنت واعتقاد در یک جامعه دینی برگزار می شود

   آنچه در مردم شناسی دینی مورد مطالعه قرار می گیرد قسمت دوم، یعنی اعمال و مناسک دینی که فرد به عنوان عضو جامعه انجام می دهد و با توجه به این امر است که روش تحقیق مردم شناسی دینی مشاهده و ملاحظه شده است و نه پرسش نامه و مصاحبه.

   با توجه به اعتبار روش مشاهده و مشاهده همراه با مشارکت در مردم نگاری و با توجه به اینکه مردم شناسی دینی در پی شناخت بدایت و سیر عقلی اعتقادات ماوراء الطبیعی است مردم شناسان غالباً به جوامع ساده و ابتدائی روآورده اند تا شاید بدین وسیله نشانه هایی به منشأ اعتقادات رسید مراتب آن بیابند. بدین لحاظ:

   جتابل سرخ پوست آمریکائی و جوامع ساده و بی پیرایه استرالیایی میدان مطالعه و بررسی مردم شناسانی چون: فریزر، مورگان، مالیفنسکی و دیگران قرار گرفت.

تاریخ ادیان ابتدائی:                               

   معمولاًوقتی سخن از مردم ابتدائی بمیان می آیدمقصود آن دسته از مردم است که در جامعه آنان از کتابت و خط اثری نیست. معتقدات این مردم نه تنها مقدم بر ادیان قدیم مثل مصریان و سومریان قرار دارد. بلکه امروز هم نظایر آن در سراسر جهان نمودار است. دانشمندان آنرا پایه و اساس سایر ادیان می دانند و عقیده دارند ریشه های علم و معرفت در دنیای معاصر را باید در معتقدات مردم ابتدائی تحقیق کرد.

   در جوامع ابتدائی اعتقاد به ماوراء الطبیعه از مجموعه ای که زندگی اقتصادی و اجتماعی گروه را در بر می گیرد، جدا نیست. [مردم شناسان این اعتقاد را وسیله ای می دانند که انسان اولیه برای احتراز از حوادث بدان متوسل می شده است.]

بدین معنی که اولین گروههای انسانی در مقابل قهر طبیعت نامجهجه و ناملایمات آن ناآگاه بودند. دلهره و ترسی که بیشتر ذهن و ضمیر آنان را بخود مشغول می داشت.

تأمین معاش. مبارزه با قحطی و خشکسالی. دفاع در برابر حیوانات درنده. مقابله با گرما و سرما. استقامت در مقابل بیماریها و چاره جویی در هنگام سیل و طوفان بود.

از آنجا که علت و منشأ نیروهای تهدیدکننده برایشان مشخص نبود و امکانی برای رویارویی با آنها نداشتند، خود را در محیط وحشت زده ای می دیدند که قوای نامرئی آن را محصور کرده است.

کم کم جامعه ابتدایی به این باور رسید که نیروهایی چون توتم، ارواح و همزاد بر رویدادهای طبیعت حاکمند و با تقاضا و استغاثه و توسل به آنان می توان از ناملایمات جلوگیری کرد.

به عقیده جوامع ابتدائی قوای ماوراء الطبیعه هرکدام برای خود موقعیت و مکان معینی دارند. و دارای سلسله مراتبی هستند که [در رأس آن نیرویی عالی] وجود دارد که از احترام عمیق تری برخوردار است و در تشریفات مذهبی و جشن ها و دعاهای روزانه نقش کمتری به عهده دارد و معمولاً چیزی از او درخواست نمی کنند. به نظر مردم شناسان این امر آغاز کشش جوامع اولیه به سوی اعتقاد به یک خدا باشد.

برای مثال: ژرژداوی در پی مطالعاتی که در استرالیا بعمل آورده معتقد است دارامولوم Daramulum خدایی که قبایل استرالیا به آن عقیده دارند، به احتمال قوی در ابتدا توتم یکی از کلانها بوده است، کم کم کلانها و طوایف همجوار به آن اعتقاد پیدا کردند و آن را بالاتر از توتم های دیگر دانستند و به مرور بر همه کلانهای قبیله و بالاخره در همه قبایل استرالیا مراسم ویژه مشترکی برایشان انجام می دهند.

- مانا-

قدیم ترین یا ساده ترین نوع اعتقادی که درباره قوای نامرئی توجه مردم شناسان را به خود جلب کرده اعتقاد به مانا است اصطلاح مانا از قبایل ملانزی و پلی نزی گرفته شده و بنابر عقیده این اقوام در اشیاء نیرویی نامرئی وجود دارد که بر نیروی مادی تسلط دارد.

این نیرو که آن را مانا گویند به هر نحو که بخواهد اعمال قدرت می کند. خواه برای کار نیک و یا کار بد.

برای مثال: اگر یک نفر دست خالی از شکار برگردد مانای تیرها با او بر سر لطف نبوده است.

مانا ممکن است از یک شی به شی دیگر منتقل شود ولی هرگز خارج از شی و بالاستقلال وجود ندارد.

بعضی از افراد جامعه این امتیاز و فضیلت را دارند که در شرایط معینی می توانند مانای اشیاء را به فرمان خود درآورند و یا واسطه اعمال نیک مانا شوند و این ودیعه و قدرت مانایی با تشریفاتی معین از فردی به فرد دیگر منتقل می شود.

برای مثال: بنابر عقیده قبیله مائوری Maori وقتی که یکی از افراد قبیله صاحب قدرت مانایی می شود. می تواند این قدرت را به پسرش منتقل کند و این انتقال در جریان یک جشن عمومی «مثلاً با گاز گرفتن پای  پسرش» منتقل می شود. این نیرو هرگز خود به خود به کسی منتقل نمی شود.

به عقیده دورکیم: قدرت توتمی نیز نوعی اعتقاد مانایی است و در توتم قدرت و نیرویی بالاتر و ثابت تر و مؤثرتر از آنچه در مناسک به آن نسبت می دهند وجود دارد و همین اعتقاد خاصیت مقدس بودن را به توتم بخشیده است. به نظر او این اعتقاد منشأ اعتقادات دینی است.

بعضی از صاحبنظران چون ژرژگورویچ و لین هارد مانا را نیرویی جادویی و ساحرانه می دانند که ارتباطی با مقدس بودن ندارد.

- توتم-

از قبایل سرخ پوست آمریکا گرفته شده و از آنجا که معادلی در زبانهای دیگر ندارد (از نظر معنی و مفهوم) عیناً وارد زبانهای دیگر شده است.

توتم عبارت است از یک حیوان (عقاب، روباه و ...) یا یک درخت یا یک شی (به ندرت) که افراد اصل و منشأ خود را از آن می دانند و با دخل و تصرف هایی آن را از چوب یا سنگ می سازند. این توتم مقدس، حافظ اهل قبیله بوده و در مصائب و گرفتاریها به آن متوسل می شوند. تصویرش علامت مشخصه گروه است. نام اعضاء طایفه است و آنها را با هم متحد می سازد. افرادی که به یک توتم معتقدند حق ازدواج با هم را ندارند. نه به خاطر هم خونی بلکه به خاطر اعتقاد داشتن به یک توتم مشترک.

... توتم

اگر بخواهیم از نظر معرفت به ادبیات و زبان شناسی و جامعه شناسی تاریخ پیدایش بسیاری از نامهای گیاهی و حیوانی را تحقیق کنیم ریشه آنرا در ادیان ابتدایی مشاهده می کنیم و نتیجه می گیریم روزگاری این نامها در نزد اقوام مختلف توتم آنان بشمار رفته و مقدس بوده است.

برای مثال: شیر، کرم راسب، اسپند و ریواس که در ادبیات ایران نقش مهمی دارد دارد و در نظر ایرانیان قدیم مقدس بشمار می رفته است. مثلاً: نام برخی از شهرها مثل شیراز و یا برخی از پادشاهان نظیر خشایارشاه با شیر مخلوط است. یا اسپند هنوز در نزد ایرانیان مقدس است و با سوزاندن آن دفع شر می کنند- ریشه علامت عقاب روی پرچم آعان را باید در دین ژرمن یافت.

تابو

این اصطلاح از زبانهای قبایل پلی نزی است و به معنی ممنوع و حرام (به کار می رود. یعنی عملی که انجام آن باعث مجازات از جانب قوای نامرئی می شود. به طورکلی مقصود از تابو جدایی بین مقدس و پلید است.

ممنوعیت یا تابوها اساس امور اخلاقی و اجتماعی اقوام ابتدایی را تشکیل می دهد و ریشه پیدایش علوم اخلاقی و مدنی و علم حقوق در جامعه مترقی قرار می گیرد.

دین و جادو

جادو یکی دیگر از مسائلی است که وقتی مشخص مطرح میشود نمی توان مرز مشخصی بین آن و دین پیدا کرد. بنابر منابع تاریخی جادو در بین اقوام مختلف انتظارات متفاوتی را برآورده می ساخته.

در مصر قدیم توسل به سحر و جادو، به این نیت بوده که نتایج خوش آیندی داشته است.

در جایی دیگر ممکن است به این منظور به جادو متوسل می شده اند که خود را از اثرات غوست و پلیدی که در همه جا پراکنده است، محفوظ نگه دارند.

حال آنکه توسل به سحر و جادو برای محفوظ ماندن از ارواح خبیث و دورکردن اخبه موذی است و جادوگران کم کم مدعی می شدند که ارواح و اخبه پلید به فرمان آنان هستند و اگر اراده کنند ممکن است که اخبه را برای زیاد رسانیدن نیز ...... دارند.

توجه به جادوگری و بالاخره تأثیر در طبیعت در ادیان ابتدایی مقدمه ایست که انسان بتدریج بخواص باطنی اشیاء پی برده و علم کیمیا را توسعه دهد و شیمی بوجود آمده. همچنین خواص ظاهری اشیاء را مورد توجه قرار دهد و به تجزیه و تحلیل امور پردازد. و مقدمات ترقی علمی جهان نوین را فراهم سازد.

رابطه دین و جادو

نقطه نظرهای متفاوتی وجود دارد. عده ای معتقدند هیچ رابطه ای بین دین و جادو نیست مثلاً ژرژگورویچ نه شخصاً رابطه ای نمی بیند بلکه آنها را در جهت مخالف هم می بیند و اعتقادات مانایی را در قلمروی جادوگری می انگارد.

برخی دیگر معتقدند دین از جادو گرفته شده است مانند تایلر و فریزر. به نظر فریزر جادوگری قبل از دین وجود داشته و در واقع منشأ و سرچشمه اعتقادات دینی است.

برخی هم معتقد هستند که جادوگری از دین گرفته شده است.

و بالاخره

ویلهلم اشمیت مبلغ صمیمی و مردم شناس آعانی معتقد است که سرآغاز و منشأ اعتقادات جوامع انسانی بر یکتاپرستی و اعتقاد به خدای یگانه است و به مرور بر اثر سوء استفاده از ساده لوحی افراد، قسمتی از اعتقادات دینی راه زوال پیمود و جادوگری از آن منشعب شده است به نظر او جادوگری نوعی انحطاط دینی است.

در ادامه بر سر همین مسأله که آیا ابتدا چند خدایی بوده به تدریج بر اثر تکامل به تک خدایی رسیده ایم یا اینکه از همان ابتدا اعتقاد به خدای یگانه وجود داشته است میان پژوهشگران مناظره بوده است.

طرفداران نظریه تک خدایی معتقدند که انسانهای ابتدایی از روز نخست اعتقاد به خدای واحد داشته اند و اندیشه شرک و بت پرستی پی از اعتقاد به خدای یگانه بر ذهن افراد خطور کرده است در نظر بعضی از دانشمندان واحدپرستی قدیمی ترین شکل و اساس دین است.

طرفداران نظریه چند خدایی معتقدند که اندیشه خدا و مذهب در طول تاریخ زندگی انسان ها مشمول قانون تحول و تکامل بوده است.

به این ترتیب که بشر ابتدا به چندخدا معتقد بوده و به مرور زمان و تکامل اندیشه های اجتماعی خدایان متعدد از میان رفته وجدانی واحد.

طرفداران نظریه چند خدایی که به طرفداران تکاملی معروفند معتقدند که بشر در اعتقاد به خدا از سه مرحله تاریخی مرور کرده است.

مرحله ادیان ابتدایی: نمی توان اثری از خدا پیدا کرد: 1- توتسیسم: حیوانات و گیاهان و یا اشیاء بی جان مورد احترام و تقدیس قرار گرفت. 2- آنیمیسم: که در آن نیروهای فوق طبیعی که در اجسام و اشیاء حلال می یابند مورد تقدیس قرار می گیرند. سحر و جادوگری هم در این دوران رواج یافته است.

مرحله ادیان قدیم: مرحله چند خدایی که خدایان تازه گام به عرصه هستی می نهادند. شرک و بت پرستی هم مربوط به این دوران بودند ادیان یونان و مصر مربوط به این دوران هستند.

مرحله ادیان توحیدی: پس از کناره گیری خدایان از مقام خود خدای واحد جایگزین آنها می شود. از ریشه یکتاپرستی که در ادیانی چون یهودیت، مسیحیت و اسلام یافت می شود مربوط به این مرحله هست.

... چندخدایی و تک خدایی و ...

با توجه به آنچه گفته شد و با توجه به آن چیزی که ما می نویسیم: نظریه طرفداران تکاملی به دلایلی چند قابل قبول نیست زیرا اعتقاد به خدا یک امر فطری و عقلی است و امور فطری هیچ گاه دچار تغییر و تکامل نمی شوند. بنابراین نمی توان براساس قانون تحول و تکامل عمومی دورانی را دوران بی خدایی دانست پس از آن قبایل به دوران چندخدایی و سرانجام به مرحله تک خدایی شد.

اندیشه شرک هم شخصاً مختص دوران چند خدایی نیست چه بسا که در دوران تک خدایی نیز شرک دیده می شود.

در انتهای این بحث:

این مسأله که می گوییم بشر در طول تاریخ در مرحله ای دچار شرک شده است مسأله ای قابل تأمل است. چرا که منظور از این شرک چیست؟ با مطالعه تاریخ در می یابیم که بسیاری که از اقوام مشرک بوده اند شرکشان از نوع شرک عبادی بوده است. یعنی این اقوام در اصل وجود خدا مشرک نبوده اند. بلکه در کنار اعتقاد به خدای واحد و پرستش او رب النوع های دیگر را نیز پرستش و عبادت می کردند. حق گاهی این رب النوعها را فقط از این لحاظ عبادت می کردند این ها واسطه ای میان افراد و خدا هستند با احترام و تقدیس آنها می توانند آنها را در بارگاه الهی شفیع قرار دهند. اساس بسیاری از مردم شناسان و جامعه شناسان به هنگام مطالعه اندیشه ها و اعتقادات اقوام به وی دچار یک مشکل بزرگ می شوند و آن اینکه اگر قوم یا قبیله ای برای اشیاء و یا موجوداتی تقدیس قائل شوند گمان می کردند که آنها اشیاء و موجودات را می پرستند. البته اعتقاد و رفتار دینی حق در بین ساده ترین جوامعی که تاکنون شناخته شده است وجود دارد. جامعه بدون دین- حتی در جوامعی که ادعای بی دینی دارند- دیده نمی شود.

تعریفی که خود روح الامینی در لوحه دین می گوید:

دین عبارت از کوشش مداوم انسان برای یافتن راهی از خلال دشواریها و مخاطره ها به سوی آرامش روحی است. فراگیری این آرامش روحی برحسب فرهنگها، جامعه ها و افراد متفاوت اند.

در انتها:

به بیان برخی از اعمال دینی می پردازیم که در همه جامعه ها در دین ها رواج دارد:

 

عبادت که در جامعه های تحول یافته به رفتارهای نوع دوستانه و صمیمانه می رسد.

اعمال دینی در طلب نیرو یا ودیعه شفادهندگی و مشکل گشایی

طلب بخشش یا تفوید و خیرات

انجام مناسک و اعمال سمبلیک

ویژگیهایی که در جوامع ما آشکارا، رفتارهای دینی را از رفتارهای دیگر جدا می کند، در جامعه های ابتدائی وجود ندارد. دین در اینجا با اخلاق عللم، هنر و سازمان اجتماعی پیوندی ناگسستنی و پیچیده دارد. و می توان رفتار دینی را از مکان اجرای مناسک جدا کرد. به عبارت صحیح تر:

در جوامع ابتدائی دین تنها واقعیت نظام یافته ای است که فرهنگ را در بر می گیرد.

منابع: خدا در اندیشه بشر (عبدالله رضوی) بنیاد دین و جامعه شناسی (دکتر منوچهر خدایار محبی) گرد شهر با چراغ (محمود روح الامینی) 

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 10:10  توسط انجمن علمی مردم شناسی  |