ANTHROPOLOGY OF WOMEN
زن نیمی از پیکره جامعه انسانی و نیز زاینده آن نیمه دیگر است، این انسان از آغاز ظهورش بر کره زمین نستوه و فداکار بار مسئولیتی عظیم و سنگین را بر دوش خستگی ناپذیر خویش کشیده است ؛ زادن، پروردن و به بار نشاندن .
در گذشته به زن اصولاً با دیدهی " ناقص" نگریسته میشد و در تمام طول قرن 17 عقیده وجود تنها یک جنس در طبیعت رواج داشت به عقیده ارسطو زن موجودی است فاقد برخی خصوصیات مردانه ، با ظهور انقلاب صنعتی و ایجاد دو حیطه کار بیرون و داخل خانه مرد بعنوان یگانه پایگاه تامین خانواده در خارج از منزل مجبور به زندانی کردن زن در منزل گردید و در همین دوره اولین جرقههای جنبشهای فمنیستی توسط ویرجینیا وولف با کتاب «اتاقی از آن خود» زنده شد پس ازآن سیمون دوبوار با چاپ کتاب" جنس دوم" در 1949 باعث به جریان دوباره انداختن آن گردید .
(anthropology food)
آنچه كه تمدنهاى بشرى را به پايدارى كشانده است، همان جوهره انديشه اى است كه بن مايه آن آثار مادى محسوب مى شود و از اين منظر هرچه كه در دايره آثار بشرى قرارگرفته، جلوه هايى از فرهنگ است.
حال اگر جلوه هاى فرهنگ هاى بشرى را موردمطالعه قراردهيم، درعين مرزبندى هاى فرهنگى ملت ها، در قالب هايى نظير قوميت، دين، طبقات اجتماعى و فرهنگى و...، قابل تفكيك و معرفى اند.
با اين مقدمه، آيا «خوراك» مى تواند در بين فرهنگ هاى ملل، جايى براى كاويدن نگرش هاى متنوع قومى، مذهبى و غيره باشد؟