تاریخچه پیدایش انسان شناسی اقتصادی به عنوان شاخه ای مستقل در مطالعات انسان شناختی به آغاز دهه 60 میلادی و مباحثی که بین جوهر گرایان و صورت گرایان در گرفت باز می گردد.
جوهر گرایان اصول اقتصاد بازار را فقط در مورد جوامع صنعتی معتبر می دانند. و معتقدند که مفاهیم اقتصادی کشورهای صنعتی قابل استفاده در دیگر کشورها نیست. . پولانی مهمترین نماینده این رویکرد، معتقد است که در جوامع غیر اروپایی اقتصاد درون زمینه های اجتماعی دیگری نظیر خویشاوندی و دین قرار گرفته است و نمی تواند به صورت مجزا تحلیل شود. پس از پولانی انسان شناسانی چون مارشال سالینز، المان سرویس و برخی متفکران از وی تبعیت کردند.
صورت گرایان از جمله برلینگ و لوکر تحت تاثیر اقتصاد کلاسیک معتقد بودند که اصول اقتصاد بازار اموری جهان شمول هستند، زیرا انسان موجودی طالب منفعت، قدرت و شهرت است و برای دست یافتن به اهداف خود دست به محاسبه عقلانی می زند. و معتقد بودند که خاص گرایی اقتصادی در جوامع غیر اروپایی که مورد نظر جوهر گرایان است، نمی تواند راه به جایی ببرد زیرا اقتصاد نظامی است با مفاهیم یکسان که در هر کجا شاید رنگ محلی به خود بگیرد.
انسان شناسی دینی:
وقتی این بحث مطرح میشود ممکن است این سؤال برای ما بوجود بیاید که: ازچه کسی و چگونه اندیشه وجود خدا به ذهن بشر خطور کرده است؟ آیا براساس علل و عوامل درونی پیدا شده یا یک سلسله شرایط و عوامل خارجی و طبیعی. یا آیا زمانی بوده که بین افراد انسانی مذهب وجود نداشته؟ آیا قوم و ملتی که در اعتقاد به خدا به سر می بردند؟!
پاسخ آسان نیست زیرا هنوز تاریخ اولیه انسانها به طور دقیق معلوم و مشخص نیست ولی باید گفت منابع موجود گواهی می دهد بشر از قدیمی ترین دوران زندگی خود گرایش به موجود برین داشته. اگرچه ماهيت و کیفیت در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت بوده است ولی در اصل وجود آن نمی توان شک کرد تا جایی که گفته اند: «اعتقاد به مبدأ همراه به وجود آمدن انسان متولد شده است.»
انسان شناسی دینی:
وقتی این بحث مطرح میشود ممکن است این سؤال برای ما بوجود بیاید که: ازچه کسی و چگونه اندیشه وجود خدا به ذهن بشر خطور کرده است؟ آیا براساس علل و عوامل درونی پیدا شده یا یک سلسله شرایط و عوامل خارجی و طبیعی. یا آیا زمانی بوده که بین افراد انسانی مذهب وجود نداشته؟ آیا قوم و ملتی که در اعتقاد به خدا به سر می بردند؟!
پاسخ آسان نیست زیرا هنوز تاریخ اولیه انسانها به طور دقیق معلوم و مشخص نیست ولی باید گفت منابع موجود گواهی می دهد بشر از قدیمی ترین دوران زندگی خود گرایش به موجود برین داشته. اگرچه ماهيت و کیفیت در زمان ها و مکان های مختلف متفاوت بوده است ولی در اصل وجود آن نمی توان شک کرد تا جایی که گفته اند: «اعتقاد به مبدأ همراه به وجود آمدن انسان متولد شده است.»
مقدمه:
انسان شناسی شهری به عنوان تخصصی ویژه در انسان شناسی فرهنگی پس از جنگ جهانی دوم مطرح شد. می دانیم که پس از جنگ جهانی دوم تغییراتی در شهرها به وجود آمد که این تغییرات سبب ظهور خصوصیات فرهنگی جدید شد و انسان شناسان را بر آن داشت تا از حوزه کلاسیک که مربوط به قلمرو جغرافیایی اقوام ابتدایی بود به جوامع پیچیده یعنی جامعه شهری توجه کنند.
Anthropolog of sport
مقدمه
ورزش یک بازی رسمی است که با رفتارهای گروهی و رقابت آمیز نمایش دلاوری های فیزیکی و صورتی تفریح گرا همراه است و تلاش برای کسب پیروزی و افتخار محسوب می شود. ساختار سازمان قوانین مدون و تبدیل ورزش به یک نماد حرفه ای و مرتبط با اقتصاد آن را از بازی یا Play game متفاوت و جدا می سازد.
ANTHROPOLOGY OF WOMEN
زن نیمی از پیکره جامعه انسانی و نیز زاینده آن نیمه دیگر است، این انسان از آغاز ظهورش بر کره زمین نستوه و فداکار بار مسئولیتی عظیم و سنگین را بر دوش خستگی ناپذیر خویش کشیده است ؛ زادن، پروردن و به بار نشاندن .
در گذشته به زن اصولاً با دیدهی " ناقص" نگریسته میشد و در تمام طول قرن 17 عقیده وجود تنها یک جنس در طبیعت رواج داشت به عقیده ارسطو زن موجودی است فاقد برخی خصوصیات مردانه ، با ظهور انقلاب صنعتی و ایجاد دو حیطه کار بیرون و داخل خانه مرد بعنوان یگانه پایگاه تامین خانواده در خارج از منزل مجبور به زندانی کردن زن در منزل گردید و در همین دوره اولین جرقههای جنبشهای فمنیستی توسط ویرجینیا وولف با کتاب «اتاقی از آن خود» زنده شد پس ازآن سیمون دوبوار با چاپ کتاب" جنس دوم" در 1949 باعث به جریان دوباره انداختن آن گردید .
(anthropology food)
آنچه كه تمدنهاى بشرى را به پايدارى كشانده است، همان جوهره انديشه اى است كه بن مايه آن آثار مادى محسوب مى شود و از اين منظر هرچه كه در دايره آثار بشرى قرارگرفته، جلوه هايى از فرهنگ است.
حال اگر جلوه هاى فرهنگ هاى بشرى را موردمطالعه قراردهيم، درعين مرزبندى هاى فرهنگى ملت ها، در قالب هايى نظير قوميت، دين، طبقات اجتماعى و فرهنگى و...، قابل تفكيك و معرفى اند.
با اين مقدمه، آيا «خوراك» مى تواند در بين فرهنگ هاى ملل، جايى براى كاويدن نگرش هاى متنوع قومى، مذهبى و غيره باشد؟